سلامت میکنم اما جوابم

نگاهی سردو پوچ و بی تمناست

چرا بامن نمیسازی عزیزم؟

نمیدانی چه شوری در دل ماست؟

دلم میسوزد و بیچاره هستم

بیا بنگر درون من چه غوغاست

هزاران درد دارم من به سینه

چو میگویم، تو میگوئی که بیجاست

"رسا" را کرده ای دیوانه بازار

همه سوزِ دلِ من از همین جاست