تو بودی خواب
نمیدانی چه شبها بی تو سر شد
تو بودی خواب و جان من بسرشد
هوایت کاش میرفت از سر من
که روزم در تب ِ این عشق سرشد
گیتی رسائی
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 16:17 توسط گیتی رسائی
|
نمیدانی چه شبها بی تو سر شد
تو بودی خواب و جان من بسرشد
هوایت کاش میرفت از سر من
که روزم در تب ِ این عشق سرشد
گیتی رسائی
زمانه را بنگر درد هست درمان نیست
هزار سعی بگردم ولیک سامان نیست
خوشم زمانه به خویشم اگر که بگذارد
درین جهان پر از درد زیست آسان نیست
گیتی رسائی
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی .