گفتگوی دل و غم
رفتی و غمت به جای ماندهصد بوسه به روی من نشانده
باغ و گل گلشنی کشیده
اینگونه غمی کجا؟ که دیده؟

غم جای تو بر دلم کشد دست
با جانِ منِ شکسته پیوست
غمخوار شدو ، بدیده بنشست
گفتاتو اگر نبودی ، او هست

گفتم که دلم کباب کرده
عمرم چو حبابِ آب کرده
اینگونه مرا عتاب کرده
او خانه ی من خراب کرده

غم گفت گذشته ها گذشته
هرکس که برفت بر نگشته
تقدیر ترا چنین سررشته
این دست تو نیست سرنوشته

گفتم که زتو جدا ،توان نیست
از خالق و خلق هم نهان نیست
دیوانه چو من درین جهان نیست
تیریست که رفته ،در کمان نیست

غم گفت ،گناه بوده از تو
چون نقش نگاه بوده از تو
هرشام و پگاه بوده ازتو
هرگاه به گاه بوده از تو

گفتم که "رسا" اسیر دام است
تو مستی و ،او شکسته جام است
لطف ازلی به تو تمام است
دیدم که جهانِ تو ، به کام است

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت 22:26 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
