تو ای مهتاب با من کن مدارا

تو ای مهتاب با من کن مدارا
زیارِ من خبر هائی رسیده
دل دلبر تو گوئی نرم گشته
نشانهائی و، خطهائی کشیده

تو ای مهتاب امشب سَروَری کن
تو شام تیره ام را روشنی بخش
که بینم روی ماهش ،با دلی سیر
کشم برروی دیده، از رُخَش نقش

تو ای مهتاب دانی حال و روزم
هراران شب انیسم بوده ای تو
به تو گفتم زدرد سینه سوزم
چنان سنگ صبورم بوده ای تو

تو ای مهتاب از یادت نرفته
چه شبها تا سحر بیدار بودم
شکاینها به تو میکردم از عشق
طبیبم بودی و بیمار بودم

تو ای مهتاب چرخ آهسته گردان
"رسا" آشوبِ دیگر دارد امشب
مثال دیشب و شبهای دیگر
دل پر شور و حالی دارد امشب

+ نوشته شده در سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:27 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
