این چه رسمی بود ، عـــشق آمـــــوختن؟

تاب و تب باشد مـرا،درعاشقـــیها سوختن؟

میدهی یادم بسوزم در غم و هجر و فراق

وانگــــهی لب را ز فریاد و فـــغانها دوختن