Pink water lilies:

 

صدا در کوه می پیچید و می گفت

 

درین سوداگریها نیست سودی

 

هزاران درد بر جانت زند نیش

 

نمی پرسی نمی دانی که بودی

 

شراری زآتش صد پاره هستی

 

اگر چه مانده از تو لکه دودی

 

برو با خویشتن خلوت کن امشب

 

تو دریائی . چرا در فکر رودی؟

 

گیتی. رسائی