دل بردگیت ببین ، زبانزد شده است

 

دلدادگیم ببین ، زبانزد شده است

 

دیگر به سراغ کس مرو تا هستم

 

دلبستگیم ببین ،زبانزد شده است

 

درکوی تونیست چون من آواره دگر

 

آوارگیم ببین ، زبانزد شده است

 

گوشم ز نصیحت عزیزان پر شد

 

سرگشتگیم ببین ،زبانزد شده است

 

افتاده ا م آنچنان که مردست کسی

 

افتادگیم ببین ، زبانزد شده است

 

گفتی که مرا زخویشتن میدانی

 

خوش باوریم ببین ، زبانزد شده است

 

پروا نبود دگر مرا در این شهر

 

دیوانگیم ببین ، زبانزد شده است

 

من همچو "رسا" زخویشتن بگذشتم

 

آزادگیم ببین ، زبانزد شده است

 

گیتی رسائی