زاده ی عادت شدیم

خسته ام از اینهمه بیدادگر
ای مه گردون تو بیاو مگرد
گوش تو کر .چشم تو کور است کور
گمشده در ظلمت این شهر نور
از غمِ ِ بیداد جهان پر شده
مردِ خدا. بنده ی آخور شده
ظلم رسیدست بحد جنون
گو که خدا نیست درین شهر خون
یحتمل اینست .خدا خفته است
بهر ستمکار غذا پخته است
پشت نمودست به بیچارگان
گشته خداوند ستم پیشه گان
یا که بریدست ز دنیای ما
چونکه کم آورده درین ماجرا
ترس من اینست که این ناکسان
ظلم فروشند و بگیرند کام
فاش بگویم زتو بُبریده ایم
بسکه به جایت غم دل خورده ایم
خسته ایم از ناله ی بی داد رس
بهر ستمدیده . همین قدر بس
بیهده دلبسته ی یارب شدیم
چون زازل زاده ی عادت شدیم
حال"رسا" لب ز سخنها ببند
گو چه کسی گفت خرِ تو بچند؟
#گیتی_رسائی
+ نوشته شده در یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت 20:32 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
