خلوت دردمند
شنیدم دردمندی با دل خویش
به خلوت عقده ها را باز میکرد
زبیداد زمان و جور گردون
درون سینه اش انباز میکرد
گهی میسوخت از جور زمانه
زمانی سوز دل را ساز میکرد
برای دور ماندن از حقایق
به ظاهر شعر خوش آواز میکرد
ولی بیهوده میزد تعل وارو
اجل هم از برایش ناز میکرد
در آخر سودهایش هم زیان بود
هوای دلبری طناز میکرد
گلی میخواست از گلزار هستی
ولی خاز از برایش ناز میکرد
"رسا" اینگونه عمرش را بسربرد
بدنیای دگر پرواز میکرد
گیتی رسادی
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:28 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
