حضور اجنبی
بیگانه ای آمد و به تزویر و ریا
شد صاحب میراث و همه هستی ما
چون بود ستمگر و ستم پیشه و پست
با جهل و خرافه کرد ما را سر مست
صد وعده به ما داد ز دوزخ و بهشت
از روی شتر به تخت شاهی بنشست
شد مالک و رهبر و بشد شاهنشاه
آورد ز عرش و کردمان در ته چاه
شد روز سیاه همچو شام یلدا
امید نماندمان به صبح فردا
آن شهر پر از شادی ما شد غمبار
از خون جوانان بسر آمد آوار
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ ساعت 6:46 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
