باده پرستان

شــــــراب را نبود قدرت خموشـی ما
حریف ما نشده کس به باده نوشی ما
میـــانِ باده پرستان همیشه هوشیارم
همیـــشه حرمت اهل طرب نگه داریم
میــــــان جام و قـــدح ما پیاله اندازیم
میـــــان جام به دستان بخویش میناریم
تمــــــام هستی ما بـــود باده نوشیدن
شدیم ساقی و ساغر سپس خروشیدن
نبـــــود همچو "رسا" همصدا دراین سودا
که مــــست تر زهمه بود ، درمیــــانه ما
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت 13:11 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
