نشســـتم پا به پایت تا قیامت

نباشد هیچکس اینگونه رامت

چه کردی جــــــز نگاه دلبرانه؟

کبوتر بچه ای گشتم به بامت

کجا آگه شوی از روز و حالم؟

که از خون دلم، پُرگشته جامت

لباس عشق را کردی به نامم

شــدم چون مرغکی پابند دامت

بــــه رویا وعدهء وصلم ،تودادی

شـــــدم بازیچه تام و تمــــامت

نبودم غافل، عشقت غافلم کرد

خیالـــم مُهر شــدکردم به نامت 

"رسا" را تشنه بردی سوی دریا

شدم حسرتکش یک قطره کامت