اشک

سرمایـــــــــــه من ز بیـقــراری اشک است
هرآب که بررخم نـــــــشاندم ، اشک است
دیوانــــــــــــگیم ببین که با اینهمه عــشق
همراه دلِ شکستـــــــهء من ،اشک است
گفتــــــــند رها شـــــــــــوی اگر گم کردی
همــــــــــراه من اندرین رهائی اشک است
دیــــــدم که به راه خود ، ســـــــرخود داری
گفتم به دلم ببیــــــن ،جوابش اشک است
یک نیــــــــــــم نگاهــی بشده حسرت من
حسرتکشم و سزای حسرت اشک است
یکروز نــــــــــــــــشد که خوشدلم گردانی
گفتی تو به من که این بــــهای اشک است
دیدند نـــــــــــشد رام دل غـــــــــــم زده ام
شد غرقه به خونِ دل ،نشانش اشک است
بر چشم"رسا" اشک چو خون گشت روان
وآن قطره که شد چودُّرو گوهر اشک است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۲ ساعت 19:22 توسط گیتی رسائی
|
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
