غمهای رنگی

حال دلم

معتادم

گرگ است دنیا

نقاب رنگ رنگ

خیالت

مستی و مستانگی

گم شدم

شراب تلخ

تاریخ

زمان بگذرد

حال مجنون

های و هوی ابر

لذت دیوانگی

خیال شب

عاشقی ما

هیچ از هیچ

مرا باور کن

درد مرده

حال شهر ما

شرمسارم

جنگ نابرابر

خیال ثابت

حسرت دیدار

دل نمیخواهد

حال من

چاره چیست

مذهب عشق

خیال خام

رفت آبرویم