WERESLOTH

 

جوابم ده تو  از بهر چرایم

 

منم بنده تو هم هستی خدایم

 

چرا پنهان نمودی خویشتن را؟

 

نمی آئی بپرسی حال من را؟

 

بجای خویش قاصد میفرستی؟

 

نگاهی کن ز بالا قعر هستی

 

رسولانت همه  در بند خویشند

 

چوبرقدرت رسند درفکر خویشند

 

خودت پایئن بیاو سروری کن

 

به جال بندگانت داوری کن

 

بیا پائین زحال ما خبرشو

 

برای ما بمانند پدر شو

 

خودت پائین بیا و حال ما بین

 

همه سر در گریبانند و غمگین

 

نهان بودن نباشد حل مشکل

 

در آنجائی که صد درد است دردل

 

زبس گفتی و شکرت را نمودیم

 

بهر دردی که دادی خو نمودیم

 

 دل هرکس زغصه همچو خون است

 

 ز هر حدی که گویم من فزون است

 

 خودت قاضی ببین این کار،عدل است؟

 

خوراندی زهر و میگوئی که شهد است؟

 

دمی در این جهانت بندگی کن

 

مثال بندگانت زندگی کن

 

ببین تا تا کجایت می فروزد

 

زسرتا پا ، زپا تا سر بسوزد

 

تو انستی اگر ، آباد گردان

 

از این رویش به آن رویش بگردان

 

"رسا" دارد ز دنیایت شکایت

 

خدای من شود جانم فدایت

 

#گیتی_رسائی