شکست سکوت
ای کاش شوم به خواب مهمان تو من
شاید که رسدهوا ز روی تو به من
ای کاش شبی مرا تو در برگیری
ای آنکه زدی زقهر بر من تیری
ای کاش به دیدنت دلم شاد شود
یک لحظه زدرد خویش آزاد شود
ای کاش بدانی که چه حالی دارم
جز یادِ رخ تو کی بهاری دارم؟
ای کاش گذشته ها دَمی باز آید
افکار گذشته ام به پرواز آید
ای کاش سکوت میشکست بر لب من
از آتش عشق روز میشد شب من
ای کاش زحال من خبر بود ترا
ازآتش و سوز من اثر بود ترا
ای کاش به روی من نظر میکردی
وز حال خودت مرا خبر می کردی
ای کاش که با خیال میشد بروم
بایاد گذشته ها زمان می سپرم
ای کاش شود"رسا" شریک دم تو
تا شام ازل نسوزد از ماتم تو
زنی ایرانی هستم . با نام ایرانی گیتی . 
